Help me

پارت ۱۲

نایلا : جونگ می ... عزیزم
راوی: نایلا جونگ می و بغل کرده بود و بغض کرده بود
نایلا: نمی‌دونستم اگر تو بری .... من بدون تو چکار کنم
جونگ کوک(داد ): جولیا بیا پایین
جولیا: بله رئیس اتفاقی افتاده
جونگ کوک : وسایلاتو جمع کن و از این خونه گمشو بیرون
جولیا (نگران) : چرا رئیس ؟؟؟
جونگ‌کوک: خودت بهتر می‌دونی ... چه غلطی کردی
راوی: جولیا بدون هیچ کلمه ای وسایلاشو جمع کرد و رفت بیرون انگار که از خداش بوده

صبح روز بعد 🌄

از زبان جونگ می: با گرما نوری که به صورتم خورده بود بلند شدم و لباسامو و عوض کردم و رفتم پایین
جونگ‌ می: سلام اجوما صبح بخیر
اجوما: سلام عزیزدلم ، صبح تو هم بخیر.... بیا اینم از قهوه ها ببر
جونگ‌ می: چشم
راوی: جونگ می قهوه ها رو برداشت و رفت از پله ها بالا و اول رفت و در اتاق جیمین و زد و نایلا در رو باز کرد
نایلا: سلام ، صبح بخیر
جونگ می: سلام ، قهوه اوردم
نایلا: دست درد نکنه
جونگ می : خواهش میکنم
راوی: نایلا قهوه ها رو گرفت و رفت داخل اتاق و جونگ می هم رفت سمت اتاق جونگ کوک و در زد
جونگ کوک: بله؟؟؟؟
راوی: جونگ می در و باز کرد و رفت داخل
جونگ می: سلام ، قهوه براتون اوردم
جونگ کوک : ممنون بزار سر میز
راوی: جونگ می قهوه رو گذاشت سر میز
جونگ می: میتونم برم؟؟؟ کاری دیگه ندارید؟؟؟
جونگ کوک: نه ،‌ برو
راوی: جونگ می اومد از اتاق بیرون
از زبان جونگ می: چه عجب اروم و با متانت جواب داد

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط